X
تبلیغات
نماشا
رایتل
مدیریت زمان  چاپ
تاریخ : شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1389

من می خواهم فعالیت های رده پایین را انجام ندهم، بلکه آن ها را به حال خود رها کنم.
تا زمانی که درگیر کارهای مهم تری هستم ، به هیچ وجه نگران تلنبارشدن نامه ها و برگه هایم نمی شوم.
مایلم که به نامه ها جواب ندهم (به جز نامه های دوستانی که دوست دارم برای آن ها نامه بنویسم.

من می خواهم فعالیت های رده پایین را انجام ندهم، بلکه آن ها را به حال خود رها کنم.
تا زمانی که درگیر کارهای مهم تری هستم ، به هیچ وجه نگران تلنبارشدن نامه ها و برگه هایم نمی شوم.
مایلم که به نامه ها جواب ندهم (به جز نامه های دوستانی که دوست دارم برای آن ها نامه بنویسم.
مایلم پرداختن به امور بی اهمیت را به زمانی موکول کنم که احساس خوشایندی برای انجام دادن آن ها دارم.
مایلم کارهای بی اهمیت را در کشوی «کارهای در انتظار انجام» بیندازم.
می خواهم مشخص کنم که چه چیزهایی برایم مهم است و وقت خودم را روی آن ها متمرکز کنم.
وقت خود را با تأسف خوردن بابت ناکامی ها و شکست ها تلف نمی کنم.
در مورد کارهایی که انجام نداده ام، احساس گناه نمی کنم.

اگر زود از خواب بیدار شوم، بلافاصله از رختخواب بلند می شوم، حتی اگر ساعت 5 صبح باشد. این زمان، موقعی است که من «در بهترین وضعیت خود» قراردارم و هیچ کس دیگری مزاحمم نمی شود.
به خود زحمت نمی دهم که تا دیر وقت کار کنم، زیرا وقتی خسته هستم، در وضعیت چندان مطلوبی قرار ندهم.
سعی می کنم با قطار سفر کنم و درسالن های انتظار ایستگاه های راه آهن، منتظر وسیله سفر خود باشم، زیرا زمان مناسبی برای فکر کردن و برنامه ریزی در اختیارم خواهد بود؛ نه با هواپیما و انتظار در فرودگاه که به سبب حس تعجیل و نبود وقت کافی، زمان مناسبی دراختیار نداشته باشم.
همه جا یک یادداشت جیبی برای تنظیم و اصلاح هدف ها و فعالیت هایم و یک دفتر سررسید برای برنامه ریزی هفتگی همراه دارم.
از همه ی «اوقات انتظار» خود بهره جویی می کنم – همه اوقات فراغتی که بتوانم به تنهایی به موفقیت خود بیندیشم و به آن بپردازم.
هر جمعه «آنچه را که می خواهیم این هفته در جهت اهدافمان انجام دهیم» با هریک ازاعضای خانواده، مرور و بازنگری می کنم.
اهدافی را «برای یک سال» تعیین و هر شش ماه یک بار در آن ها تجدید نظر می کنم. هر چه موفق تربوده باشم، این اهداف بیش تر نیاز به تجدید نظر دارند.16
برنامه زمانی سالیانه ای برای تعطیلات تنظیم می کنم.
پیشاپیش برای روزهای آخرهفته برنامه ریزی می کنم می کنم (تا موازنه کارها و امور را برقرار کنم) و این کار را از چند ماه قبل انجام می دهم.
مهم ترین کارها را اول از همه انجام می دهم.
ازجواب ندادن به تلفن لذت می برم (و سعی می کنم که از تماس های تلفنی که در پاسخ به پیغام های تلفنی دیگران است، پرهیزکنم).
هیچ گاه به دنبال کمال مطلق نیستم (این امر دست نیافتنی است).
نسبت به قضاوت خود در انتخاب اولویت ها اعتماد به نفس دارم و علی رغم مشکلات و دشواری ها آن ها را رها نمی کنم.
از خود می پرسم اگر این کارها را انجام ندهم، آیا اتفاق ناگواری می افتد؟ اگر نه، آن کار را انجام نمی دهم.
هیچ گاه سعی نمی کنم هر کاری را که «مجبورم»، انجام دهم (هیچ گاه سعی نمی کنم که هرکاری را انجام دهم).
زمانی را برای فکر کردن، آزاد می گذارم.
برنامه های اصلی سال آینده، شش ماه آینده و ماه آینده را مشخص و تعیین می کنم.
به سعی و تلاش خود را برای کارهایی که گمان می کنم برنامه ها و طرح های اصلی من هستند، ادامه می دهم.
فهرستی از «اقدامات لازم الاجرا» که در آن، اولویت ها نیز مشخص شده اند، تهیه می کنم.
از یافتن همه ی اقدامات عملی که اکنون می توانم برای پیشبرد اهداف خودانجام دهم، لذت می برم و با برداشتن هر گام، احساس شور و شعف می کنم.
پیوسته از خودم می پرسم: «بهترین نحوه بهره جویی از زمان فعلی، یعنی همین الآن چیست؟»نماآوای زندگی-جان اکیف ترجمه علیرضا اسکندری